8:30 - 17:00

ساعات کاری : شنبه تا چهارشنبه

0912-7638852

درخواست مشاوره

اینستاگرام

جستجو
 

فسخ نکاح

علی مسلمی > فسخ نکاح

از فسخ نکاح چه می دانید؟!

 

فسخ نکاح یکی از روش‌های انحلال ازدواج است. هنگامی که بنا به دلایلی ازدواج موجب زیان فاحش یکی از طرفین باشد، به منظور رهایی او از قید ازدواج می‌توان با شرایطی ازدواج را فسخ نمود. فسخ نکاح دشواری‌ها، تشریفات ویژه و نیز محدودیت های طلاق را ندارد.
مصالح خانواده و اهمیت ثبات آن اقتضای این را دارد که زوجین به راحتی نتوانند ازدواج را برهم زنند؛ اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری که در معرض عیوب پراهمیت قرار می‌گیرد، به طور صریح و مشخص موارد فسخ نکاح را معین کرده است.

 

تفاوت های اساسی میان فسخ نکاح و طلاق:

 

۱طلاق تشریفات دارد و اساسا از امور حقوقی تشریفاتی محسوب می شود، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد). ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد و تنها کافیست به اطلاع طرف مقابل برسد.
۲ – طلاق در صورتی درست است که شرایط خاصی در زن (عادت زنانگی و نفاس) موجود باشد ولی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست.
۳–  پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شود، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.
۴–  طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع یکسان است.

۵–  طلاق فقط حق و اختیار مرد است مگر در صورت اخذ وکالت در طلاق ، در حالی که فسخ نکاح ممکن است از جانب زن نیز واقع شود.
۶– در طلاق (رجعی) شوهر می‌تواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد، در این صورت تشکیل دوباره خانواده فقط با نکاح جدید ممکن است.
۷ در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است ولی در فسخ نکاح زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.
۸ اگر بین زوجین سه بار طلاق اتفاق بیفتد آنها دیگر نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند مگر با آمدن محلل. اما فسخ هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.

 

عیوب ویژه مرد (موارد فسخ نکاح از جانب زن)

 

عیوب مختص مرد در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را فسخ نماید:
۱- عنن: ناتوانی مرد در نعوظ به شرط آنکه بعد از گذشت مدت یک سال از تاریخ رجوع زن به دادگاه، رفع نشود. عنن در صورتی که پس از عقد ایجاد شود نیز زن را صاحب حق فسخ نکاح می‌کند.
۲- خصاء: که عارضه مربوط به اخته شدن مرد است.
۳- مقطوع بودن آلت تناسلی.

 

عیوب ویژه زن (موارد فسخ نکاح از جانب مرد)

 

عیوب مختص زن در ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن اگر این عیوب در هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون آگاهی به آنها با زن ازدواج کرده باشد. قانون به مرد حق فسخ ازدواج را می‌هد.
۱- قرن: استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد. این بافت سخت استخوانی یا غضروفی در اطراف مهبل مانع از اعمال زناشویی می گردد.
۲- جذام: بیماری عفونی است با تظاهرات جلدی بد شکل مخصوصا در صورت و خوره نیز نامیده می شود.
۳- برص: نوعی بیماری پوستی‏ که بر اثر آن لکهای معمولاً بزرگ سفید یا سیاه در بدن پدید می‏آید.
۴ -افضاء: یکی شدن مجرای بول و حیض را اِفضاء می‌گویند. در این بیماری بر اساس پارگی ای که به وجود می آید. مجرای بول و غایط یا بول و حیض یکی می شود.
۵ – زمین‌گیری.
۶ -نابینایی از دو چشم.

 

توجه کنید:
حق فسخ نکاح به دلیل عیوب زن، برای جلوگیری از ضرر مرد است. پس اگر بوسیله عمل جراحی یا با وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نکاح نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود.

 

فسخ نکاح

فسخ نکاح

عیب موجب حق فسخ نکاح مشترک در زن و مرد:

 

جنون تنها مصداق عیوب مشترک در زوجین است که موجب حق فسخ می‌شود. بر طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ ازدواج است. قانون مدنی جنون را تعریف نکرده است، اما طبق نظر فقها جنون یعنی اختلال عقل. بنابراین فراموشی‌های سریع الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی، حتی بیماری دو قطبی و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است که شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند.

نکات مهم درباره فسخ نکاح

 

۱–  هم فسخ نکاح و هم طلاق موجب انحلال عقد نکاح شده و از نظر عده نگه داشتن زن تفاوتی با هم ندارند.
۲–  اختیار فسخ نکاح فوری است و اگر طرفی که حق فسخ نکاح را دارد بعد از اطلاع یافتن از وجود علت فسخ، نکاح را بلافاصله فسخ نکند اختیار او از بین می‌رود؛ به شرط آنکه علم به حق فسخ نکاح و فوریت آن داشته باشد. تشخیص مدتی که برای امکان فسخ نکاح لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
۳–  حق فسخ نکاح قابل اسقاط است. یعنی افراد می‌توانند از این حق خود صرف‌نظر نمایند.
۴–  حق فسخ ازدواج به وارث منتقل نمی‌شود چرا که در اثر موت، نکاح منحل می‌شود و دیگر موردی برای فسخ نکاح یا به ارث رسیدن حق فسخ باقی نمی‌ماند.
۵–  فسخ عقد نیاز به رضایت طرفین ندارد و کسی که حق فسخ نکاح را دارد می‌تواند یک طرفه آن را انجام دهد.
۶–  فسخ کننده باید بالغ، عاقل و رشید باشد.
۷–  در مورد جنون، فسخ نکاح در مواردی امکان پذیر است که به هنگام ازدواج یکی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد. چون اگر با علم به جنون با او عقد کرده باشد اقدام به ضرر خود کرده است و باید تحمل کند. مانند موردی که با علم به حق فسخ نکاح و فوریت آن، از حق خود صرف نظر کرده است.
۸–  اگر پس از ازدواج مرد دچار جنون شود زن حق فسخ پیدا می کند. لیکن اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود مرد نمی‌تواند نکاح را فسخ کند.

 

رابطه فسخ نکاح و دریافت مهریه

 

اگر حکم فسخ نکاح از سوی دادگاه صادر و قطعی شود و بین زوجین نزدیکی واقع نشده باشد زن مستحق مهریه نخواهد بود مگر اینکه فسخ نکاح به دلیل عنن مرد(نوعی ناتوانی جنسی) باشد که در این صورت زن مستحق نصف مهریه خواهد بود.اگر بین زوجین نزدیکی واقع شده باشد در صورت فسخ نکاح، زن مستحق مهرالمثل است نه مهریه ای که در عقدنامه توافق شده و به تعبیر حقوقی مهرالمسمی است.

پس مهریه در فسخ نکاح وابسته به نزدیکی زوجین است.

فسخ نکاح به صورت تقریبی ممکن است چه مدت به طول بینجامد؟

 

به طور دقیق نمی توان مدت خاصی برای آن تعیین کرد لذا بستگی به اثبات موارد فسخ نکاح  در دادگاه دارد که پس از ارایه دادخواست وصدور حکم قطعی انجام خواهد شد.

 

تشریفات فسخ نکاح     

                                                                                                             

فسخ نکاح در فقه  امری یک‌طرفه است. در واقع دارنده حق فسخ برای این کار ملزم به رعایت تشریفات خاصی نیست، و فقط با گفتن لفظ یا انجام عملی که بر آن دلالت داشته باشد، نکاح را فسخ می‌نماید.اما در مقررات رسمی ثبت رسمی آن همانند ازدواج و طلاق الزامی است. به این منظور باید به دادگاه مراجعه نمود و پس از صدور حکم مربوط از سوی دادگاه، فسخ نکاح را در دفاتر ازدواج و طلاق ثبت نمود.

مرجع صالح به رسیدگی به امر فسخ و انحلال نکاح دادگاه خانواده است.

دعوای فسخ نکاح لزوما باید در قالب دادخواست به مرجع قضایی ذیصلاح(دادگاه خانواده) تقدیم شود. البته سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی در دعوای فسخ نکاح جاری نمی شود.

 

فریب در ازدواج (تدلیس) چیست؟

 

تدلیس یا همان فریب در ازدواج عبارت از عملیاتی است که زن یا مرد یا شخص ثالثی انجام داده و موجب فریب در ازدواج شود. به عبارت ساده تر تدليس یا فریب در ازدواج یا نکاح آن است كه یکی از زوجین با اعمال متقلبانه و نیرنگ، نقص يا عيبي را كه دارد را از طرف مقابل پنهان کند، يا خود را داراي صفت كمالي معرفي كند و عقد بر مبنای آن صفت و ویژگی زوجه منعقد شده باشد در حالیکه بعد از عقد، شخص، آن صفت را نداشته است.

 

 

فسخ نکاح

 

شرایط و عناصر تحقق فریب در ازدواج(تدلیس)

۱٫ اولین عنصر تدلیس، عنصر مادی است: یعنی بايد یکی از طرفین دست به کاری بزند كه عيبي را بپوشاند يا وانمود کند صفتی را که مورد نظر طرف دیگر عقد است دارد. خواه آن کار به وسيله نوشته (مانند ارائه ي گواهي جعلي  بر سلامت بکارت و مانند آن)  يا لفظ ( مانند  توصيف  دروغ ) يا انجام یک سری عملیات فریبنده (مانند ترمیم بکارت یا انجام گریم و مانند اینها ) باشد. تشخيص عملياتي كه تدليس به شمار مي رود با عرف است.

بر این اساس باید سه حالت زیر  با هم وجود داشته باشد تا عنصر مادی تدلیس محقق شود.

۱ – انجام یک سری امور واهی و متقلبانه مثل عمل  ترمیم بکارت یا گذاشتن کلاه گیس یا گریم صورت

۲ – فریب خوردن زوج در نتیجه کارهای متقلبانه انجام شده توسط زوجه

۳ – وقوع ازدواج بر مبنای آن فریب. به این معنا که اگر فرد فریب دهنده اقدام به فریب نمیکرد آن ازدواج هم صورت نمیگرفت.

سوال: آیا هر دروغی تدلیس محسوب می شود؟ اخلاق هر دروغ  و فریبی را نكوهش مي كند، ولي در حقوق پاره اي از دروغ ها به پیروی از عرف، جزء موارد فسخ نكاح قرار نمي گيرند. براي مثال توصيف  نجابت و خانه داري يا زبيايي زن در بيشتر وصلت ها مبالغه آميز است و این اغراق ها به لحاظ قانونی جرم نیستند.
۲٫ دومین عنصر برای تشکیل جرم تدلیس، عنصر روانی است:  اعمالي كه انجا م مي شود  بايد ارادي  و به عمد باشد و به قصد  فريب طرف انجام گردد، در اين باره قانون مدني حكمي ندارد ولي بديهي است كه مفهوم فريب دادن جز به عمد تحقق نمي يابد.

 

مثال هایی برای فریب در ازدواج

 

برای مثال پسری د‌ر ابتدای آشنایی با دختر، خود‌ را مد‌یرعامل یک شرکت تجاری معرفی می‌کند که نیست‌.

یا  پسری که می‌خواهد‌ د‌ختری را مجذوب خود‌ کند‌، با ارایه مد‌ارک مجعول و تقلبی مثل مد‌رک تحصیلی د‌انشگاهی یا کارت شناسایی، خود‌ را د‌کتر یا مهند‌س یا وکیل یا د‌ارای مد‌ارج علمی سطح بالا معرفی می‌کند‌.

یا   د‌ختری که موی سر ند‌ارد‌ یا صورت آبله رویی د‌ارد‌ با گذاشتن کلاه گیس و آرایش ماهرانه، خود‌ را د‌ختری زیبا و بد‌ون عیب و ایراد‌ به خواستگارش نشان می‌د‌هد‌.

يا    هریک از طرفین برخلاف حقيقت، خود را دختر یا پسر  فلان شخص معروف يا داراي هنر خياطي يا آشپزي يا موسيقي جلوه می دهد.

يا    دختری که باکره نیست خودش را دوشیزه معرفي می كند.

یا    د‌ر صورتی که زوج یا زوجه ازد‌واج کرد‌ه و طلاق گرفته باشد‌ و د‌ر ازد‌واج بعد‌ی موضوع را مخفی کند و وانمود کند که این ازدواج اولش است‌، از جمله موارد‌ فریب د‌ر ازد‌واج تلقی می‌شود‌.

به طور کلی ملاک و میزان تشخیص فریب، عرف حاکم بر روابط اجتماعی است که تشخیص آن با دادگاه رسیدگی رسیدگی کننده به این موضوع است.

 

تاثیر تدلیس در صحت ازدواج واقع شده چیست؟

 

برطبق  ماده ۱۱۲۸ قانون مدني « هرگاه در يكي ازطرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد  متبایناً بر آن واقع  شده باشد.

از اين جهت فرقي بين نكاح دائم و نكاح منقطع(عقد موقت) نيست و در هر موردي يكي از زوجين می تواند با استناد به ماده فوق، نكاح دائم را فسخ نمايد. بدیهی است صدور حکم به فسخ با دادگاه است.

 

 

فسخ نکاح

فسخ نکاح

در تحقق فسخ نکاح مرتبط با این بحث می توان سه حالت را تصور کرد:

 

الف) فرد نسبت به نقص خویش جاهل ‌باشد، مانند: فرد عقیم یا انسان مبتلا به ایدز که خودش نیز از وجود این بیماری در بدنش اطلاعی ندارد، لذا خود را سالم می‌‌پندارد و طرف مقابل هم تصور می‌‌کند که با فرد سالمی ازدواج کرده است. این تدلیس نیست و فقط تخلف از شرط صفت است.

ب) فرد نسبت به نقصی که مخفی است و بدون اظهار آن نمی‌توان نسبت به آن مطّلع شد، سکوت می‌کند. مانند: ابتلا به بیماری سرطان یا عارضه قلبی که شخص آگاه به آن بوده ولی آن را اعلام نمی کند که این همان تدلیس است.

ج) فرد به عیب خود علم دارد و نقص هم ظاهر می‌باشد، لذا سکوت از عیب به معنای کتمان آن نمی‌باشد، ولی فرد متقاضی ازدواج کوتاهی کرده و در مورد آن دقت و تحقیق ننموده است، لذا به دلیل کوتاهی خویش، تصوری خلاف واقع نسبت به طرف مقابل پیدا نموده است. این هم نه تدلیس است و نه تخلف از شرط صفت

در اصل از بین سه مورد بالا ، مواردی که فرد به دروغ صفتی را برای خویش بیان ‌کند یا عیب ظاهری را خلاف واقع نشان دهد یا نسبت به عیب مخفی خود که از آن اطلاع دارد، سکوت ‌کند، سبب فریب گردیده و تدلیس صورت گرفته است.

 

مطالبه خسارت ناشي از تدليس :

 

هرگاه نكاح ناشي از تدليس باشد، فريب خورده ميتواند طبق قواعد مسئوليت مدني از تدليس كننده، مطالبه خسارت كند، اعم از اينكه تدليس كننده يكي از زوجين يا شخص ثالث باشد و اعم از اينكه همسر فريب خورده از حق فسخ  استفاده كند  يا نه.

بنابراين هرگاه شوهر ، دراثر تدليس ، با زنی غير با كره  به جاي باكره ازدواج كند و از حق فسخ نخواهد يا نتواند استفاده كند مي تواند تفاوت بين مهریه باکره و غیر باکره را به عنوان خسارت از تدليس كننده  بگيرد و

اگر مهر را نداده و تدليس كننده خود زن است ، مي تواند مابه التفاوت را از مهر كسر كند  و بقيه را به زن بپردازد

حال فرض كنيم كه زني  شوهر را فريب داده و در اثر تدليس و فریب او، نكاح  واقع شده  و نزديكي صورت گرفته است. آنگاه مرد از تدليس آگاه می شود و اقدام به فسخ آن نکاح می کند. آيا مي تواند مهري را كه به زن داده است از او پس بگيرد يا اگر نداده است از دادن آن خودداري كند یا خیر؟

مي دانيم كه با تحقق  نزديكي، زن مستحقق تمام مهریه می شود. ليكن  از آنجا كه پرداخت مهریه براي آن بوده كه شوهر، زني فاقد نقص يا واجد وصف كمالي كه منظور او بوده ، داشته باشد، پس از فسخ نكاح به علت تدليس، شوهر مي تواند  به عنوان خسارت  مهري را كه به زن داده است، پس بگيرد يا اگر نداده است از پرداخت آن ( بنا به قاعده تهاتر ) خودداري كند.

در تعيين خسارت معنوي بي گمان همه صدمه های روحي و جسمي را بايد به حساب آورد و دادگاه  بايستي با ملاحظه تمام اوضاع و احوال  قضيه ميزان و طريقه و كيفيت جبران آنرا معين كند.

 

آیا شخص ثالث هم می تواند تدلیس کند؟

 

اگر تدليس و فريب به وسيله شخصی به جز زوج یا زوجین ايجاد شده باشد به طور مثال مادر يا خواهر یکی از طرفین، صفاتي را برخلاف حقيقت براي زن يا مرد بيان كند، آيا فريب خورده در اينجا  نيز از حق فسخ برخوردار است ؟مواد قانوني در اين مورد صراحت نداشته اند    .

 

فریب در ازدواج، جرم است؛

 

مسؤولیت کیفری ناشی از جرم تدلیس

ماده ۶۴۷ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مقرر داشته:

“چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تکمن مالی، موقعیت ‌اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن‌ها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال‌ محکوم می‌گردد.”

قانونگذار د‌ر این ماد‌ه قانونی از کلمه زوجین استفاد‌ه کرد‌ه است بنابراین حکم ماد‌ه مذکور فقط شامل زوج و زوجه است د‌ر صورتی که یکی از نزد‌یکان مانند‌ پد‌ر و یا ماد‌ر یا شخص ثالثی مانند‌ واسطه ازد‌واج، طرف مقابل را با همد‌ستی و تبانی زوج یا زوجه فریب د‌اد‌ه یا نحوه و طریق فریب د‌اد‌ن را به مرتکب ارایه کند‌ و یا به هر شکلی امکان گول خورد‌ن و اغفال طرف مقابل را تسهیل و ایجاد‌ کند‌، معاون د‌ر جرم بود‌ه و از این جهت قابل تعقیب هستند‌.

تفاوت تدلیس کیفری با تخلف از شرط صفت چیست؟

بین تدلیس و فقدان شرط صفت، تفاوت هایی است، از جمله:

  1. در صورتی که فرد دارای صفت کمالی باشد و متقاضی ازدواج بپندارد که او فاقد آن وصف کمال است و عقد بر اوصاف نازلتری واقع شود. پس از ازدواج و روشن شدن واقعیت نمی توان او را متهم به تدلیس نمود، هرچند طرف مذکور فاقد صفتی است که پنداشته می شد. لذا حق فسخ به واسطه تدلیس وجود نداشته و به واسطه تخلف از شرط وجود دارد.
  2. گاهی فرد دارای نقصی است که خودش نیز نسبت به آن نقص، بی اطلاع بوده است، مانند: بیمار مبتلا به ایدز که ویروس در بدن او نهفته است و بی خبر است. پس از ازدواج و آشکار شدن واقعیت، حق فسخی که پیدا میکند به دلیل تدلیس نیست چون تدلیسی واقع نشده است. ولی همسر فاقد وصف مقصود که همانا سلامتی باشد، بوده است؛ لذا به طرف مقابل به جهت عدم سلامتی همسرش حق فسخ داده می شود نه تدلیس.
  3. تدلیس جنبه کیفری داشته و دارای مجازات تعزیری است اما تخلف از شرط، دارای وصف حقوقی بوده و مجازات کیفری دارد.
  4. از حیث صلاحیت مرجع رسیدگی نیز به تدلیس در محاکم جزایی و ادعای تخلف از وصف در دادگاه خانواده رسیدگی می شود.

 

مدارک لازم برای طرح دعوای فسخ نکاح:

 

  • سند نکاحیه
  • اظهارنامه یا نامه سفارشی اعلام عیب و فسخ
  • نامه پزشکی قانونی
  • شهادت شهود
  • سوابق پزشکی
  • ارجاع او به پزشک قانونی
  • کپی کارت ملی خواهان
  • سایر مدارک دال بر اثبات ادعای فسخ یا بطلان
  • مدارک دال بر اعلام فسخ

 

تماس با ما

وکیل قدرت فراقانونی ندارد اما مانع تضییع حق شما به دلیل نا آگاهی از قوانین و مقررات می شود.
خط ویژه  :  ۰۹۱۲۷۶۳۸۸۵۲
شماره های تماس  :  ۰۲۱۷۷۰۶۲۵۲۳ – ۰۲۱۷۷۳۸۳۵۱۲

Call Now Buttonتماس